
بوی جدایی حسین جان، تو خاک این سرزمینه ایشاالله خاک غریبی، رو سر زینب نشینه صدای زنگ اسیری، داره میپیچه تو گوشم بریم که من بیتو باید، رخت اسیری بپوشم آه خیمههارو نزن، بریم مدینه، تا دیر نشده تا که خواهر تو، با دختر تو، اسیر نشده دیگه راضی نشو، که تنها بشم، تو دشت بلا با تو اومدم و نذاری برم، با خیره سرها اَلسّلامُ علی ساکن کربلا... ***** بیا بریم جانِ زینب، اینجا هواش غصه داره انگاری از آسمونش، بارونِ ماتم میباره بیا بریم من میترسم، داغِ برادر ببینم میترسم اینجا یه وقتی، تنت رو بیسر ببینم من میترسم آخه، فرات رو به روت، ببندن همه تا تو رو بزنی، به رو زدنت، بخندن همه من میترسم حسین، که آب رو فقط، صدا بزنی دست و پا بزنی، تنت رو به نیزهها بزنی اَلسّلامُ علی ساکن کربلا... ***** نذاری تو خاک غربت، بیکس و تنها بپوسم اینجا همونجاست که مادر، گفته گلوت رو ببوسم اینجا همونجاست که مادر، امانتهاشو به من داد برا گلوت بوسه داد و واسه تنت پیرُهن داد اینجا کربُبلاست، که تشنهاند همه، به خونِت حسین اینجا هیچکسی رحم، نمیکنه به، جوونت حسین اینجا منتظرند، رو سینهی تو، قدم بزنند زیر حنجر تو، با خنجر کُند، بهم بزنند اَلسّلامُ علی ساکن کربلا...