نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

(عمّه، عموی من نور چشامه)۲ برای من مثل بابامه بذار برم، فدای اون شم خدا میدونه از خدامه عمّه، غمی نشسته توی سینَم خودت میدونی که غمینم طاقت ندارم که بمونم اسارت تو رو ببینم دلم نمیخواد روی نیزه من سر اصغر و ببینم دلم نمیخواد که بمونم غارت معجر و ببینم (حسین، حسین حسین حسین حسین جان)۳ عمّه، دلم پر از اندوه و درده آخه عمو یه پیرمرده هر کسی که رسیده پیشش توو بدنش یه نیزه کرده عمّه، فاطمه باز زبون گرفته آسمونا رو خون گرفته بین یه خنجر شکسته حنجرشو نشون گرفته عمه ببین که تیر و نیزه شکسته بال و پر اون و محاسن عمو توو دستش میخواد ببره سر اون و (حسین، حسین حسین حسین حسین جان)۲ عمّه، بذار برم به سمت میدون بذار برم پیش عمو جون بیا و دستم و رها کن از غربتش دل شده پر خون عمّه ببین عمو بی کس و یاره به غیر من یاری نداره افتاده با صورت توو گودال غمش زده به دل شراره (عمه ببین عمو غرییبه)۲ بی کسه و تنها ترینه عمه ببین که اون حرومی نشسته با چکمه رو سینه (عمو، عمو عمو عمو عمو حسین جان)۳ عمّه، بذار برم که خیلی دیره دیر برسم عمو میمیره بذار نشون بدم به دشمن ابن الحسن یه بچّه شیره عمّه، عموی من سپر نداره غریبه و مادر نداره بذار برم براش بمیرم تا که نگن پسر نداره (عمو، عمو عمو عمو عمو حسین جان)۳ عمّه، عموی من سپر نداره غریبه و مادر نداره بذار برم براش بمیرم تا که نگن پسر نداره آرزوی قلب من اینه که پیش زهرا رو سفید شم دلم می خواد شبیه قاسم رو دامن عمو شهید شم (عمو، عمو عمو عمو عمو حسین جان)۳ عمّه، ببین عمو رو دوره کردن دارن به گریههاش میخندن یه عده بی حیای نامرد فکر میکنن که خیلی مردن عمّه، خالیه جای سقّا اینجا تا ببینه عمو رو تنها برای غارت تن او میون لشکر شده دعوا (عمه ببین تموم لشکر هجوم آوردن توی گودال)۲ شمشیر و تیر و سنگ و نیزه (دیگه عمو رو برده از حال)۲ (حسین، حسین حسین حسین حسین جان)۳ عمو، من یادگار مجتبیایم کشتهی غربت چشاتم با مدد از یاری زهرا یا علی گفتم و باهاتم عمو، من اومدم تا که فداتشم هدیهای از حسن برات شم گفتم به عمه جان که میخوام قربونی زیر پاهات شم عمو فقط اشارتی کن تمومیِ هستَم و میدم شادم از اینکه مثل عباس به راه تو دستم و میدم عمو، عمو عمو عمو عمو حسین جان
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد