نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

امید آخر سپاه، عبدالله میره به سمت قتلگاه، عبدالله رزمندهی جان نثار و جان سپار و جان فدای شاه، عبدالله جان، عبدالله مثل یل جمل زمان جولان، عبدالله نگاهشه شبیه تیغ بران، عبدالله جان، عبدالله میبنده پای عقلو به زنجیر واژهی عشقو میکنه تفسیر میخونه زیر نیزه و خنجر پیروزه خون همیشه بر شمشیر والله لا اُفارق عمی ... (نداره بر تنش کفن، عبدالله) ۲ (گرفته هیبت حسن، عبدالله) ۲ بی جوشن و بی سپر میره برای جنگ تن به تن، عبدالله آه عبدالله خدا کنه نباشه عمرت کوتاه، عبدالله نیفته دست تو تو آغوش شاه، عبدالله آه عبدالله پرچم داری مثل عمو عباس جنگاوری مثل علی اکبر شیرینتر از عسل مثل قاسم شورآفرین مثل علی اصغر والله لا اُفارق عمی... امانت برادرم، عبدالله شدی شبیه مادرم، عبدالله دستت شده از بدن جدا مثل دلاور حرم، عبدالله مرد، عبدالله نکش پاهاتو روی خاکا از درد، عبدالله گلوی پارهی تو بیچارم کرد، عبدالله مرد، عبدالله چشمامو خون حنجرت بسته اما روضهات مثل عموم بازه با من میمونی توی این گودال میشیم مهمون نعلای تازه والله لا اُفارق عمی...
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد