نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

عبدالله ابن الحسنم
آن که راه صدساله را در یک شبه طی کرده منم
آنکه بابایش در جمل ناقه را پی کرده منم
منم عبدالله ابن الحسنم
من مرد میدان من تیغ بران
من شیر غران من مرد میدان
من تیغ بران من شیر غران
منم سیف الحسن در وقت جولان
من پیام حسنم من کلام حسنم (۲)
ذوالفقار دودم درمیام حسنم
من حسینی شده ی دست امام حسنم(۲)
عمو حسین عمو حسین
عبدالله ابن الحسنم
آنکه با خون برتیغ کفر قهرمان خواهد شد منم۲
آنکه جدش شد یک تنه پهلوان احد منم
منم عبدالله ابن الحسنم
من دست قهار پیروز پیکار(۲)
قاتل الکفار منم ابن الکرار غیر الفرار
علوی زاده منم نوهی صف شکنم(۲)
تربیت یافتهی شاه شیرین سخنم
من حسینی شدهی دست امام حسنم(۲)
عمو حسین عموحسین
عبدالله ابن الحسنم
آنکه به صاحب علم میکند اقتدا منم(۲)
آنکه بعد از او میشود بی دست کربلا منم
منم عبدالله ابن الحسنم
من هستم والله دراین قربانگاه(۲)
جان برکف شاه من هستم والله دراین قربان گاه
جان برکف شاه منم رزمنده ی اباعبدالله
وقف او جان و تنم سینه اش شد وطنم (۲)
زیرشمشیر و سنان بازهم جار زنم
من حسینی شدهی دست امام حسنم0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد