تصویر سعید کرمعلی - کیستم من ثمر پنج‌تنم

کیستم من ثمر پنج‌تنم

[ سعید کرمعلی ]
کیستم من ثمر پنج‌تنم2
برگ و بَر پنج‌تنم

پسر کریم آلُ اللّهَم
جگر کریم آلُ اللّهَم2
نجل مجتبایم و چون پسر حضرت ثاراللّهَم

سنّ کم دارم و پیر همه‌ام2
من امیر همه‌ام
من ولی‌شناسم و چون مادرم فاطمه‌ام
من اگر به قدّ کوچکم، حریف همه‌ام

نوه‌ی شاه جهان‌دارم و دشمن‌شکنم
زرهم پیرهنم، پیرهن من کفنم

بهراسید ز من تیغه‌ی الماس منم
نوه‌ی یاس منم
دانش‌آموخته‌ی مکتب عبّاس منم
گندم ری بترس چون داس منم
دانش‌آموخته‌ی مکتب عبّاس منم

عبداللّه‌ام عبدالله‌ام فداییِ ثارالله‌ام...

*****

من سراپا هیجانم
هر تپش اسم عمو می‌گوید هر ضربانم
عمویم بین شما باشد، در خیمه بمانم؟ نتوانم 

نیست در زمره‌ی ما سنّت پیمان‌شکنی 
می‌زنم جار به هر جا علنی
فاش می‌گویم و از گفته‌ی خود دل‌شادم 
حسنی‌ام، حسنی‌ام، حسنی2

آمده نوبتِ آن یاری زهراییِ من
فصل شیدایی من 
نوبت رزم تماشایی من 
در رگم موج زند غیرت بابایی من 

بخدا با سخنم خوار کنم دشمن را 
بهر یاری عمو سپر بسازم تن را 

به روی فرق شما خاک مذلّت بزنم
تا بگویم به چه حدّی‌ست توانایی من 

عبداللّه‌ام عبدالله‌ام فداییِ ثارالله‌ام...

*****

من عبدالله‌ام 
نسب ما همگی خُرد و کلان حمزه‌ای و جعفری‌اند
همه پیغمبری‌اند
همه از شما و از وسوسه‌هاتان بَری‌اند 
همگی حیدری‌اند

مادرم شیر شجاعت به لبم نوشانده
پدرم جامه‌ی غیرت به تنم پوشانده 
نشوم دل‌خسته، نشوم درمانده 
عمویم عبّاس در گوش من آیات شهامت خوانده

دستم از بازو اگر جدا شود، باکی نیست
تیر در گودی حنجرم اگر جا بشود، باکی نیست
جان من فدا شود، باکی نیست
جسم من به زیر سُمّ اسب اگر رها شود، باکی نیست

اگر آغوش عمو زینت آغوش من است
نیش از تیغ شما به من رسد، نوش من است 

فاش می‌گویم و از گفته‌ی خود دل‌شادم 
حسنی‌ام، حسنی‌ام، حسنی2

عبداللّه‌ام عبدالله‌ام فداییِ ثارالله‌ام...

نظرات

0 نظر ثبت شده

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد