عمری است حلقۀ در میخانه‌‌ایم ما

عمری است حلقۀ در میخانه‌‌ایم ما

[ حاج سعید حدادیان ]
عمری است حلقۀ در میخانه‌‌ایم ما
چون حلقه در تصرف پیمانه‌ایم ما

مقصود ما زِ خوردن می، نیست بی‌غمی
از تشنگانِ گریۀ مستانه‌ایم ما

در چشمِ ناقصانِ جهان گرچه نارسیم
چون باده، جوشِ سینۀ میخانه‌‌ایم ما

عشّاق را به تیغِ زبان گرم می‌کنیم
چون شمع، تازیانۀ پروانه‌ایم ما

عمری است رفته‌ایم ازین خاکدان برون
بی‌درد را خیال که درِ خانه‌ایم ما

چون خواب اگر چه رخت اقامت فکنده‌ایم
تا چشم میزنی به هم، افسانه‌ایم ما

از نورسیدگان خرابات نیستیم
چون خشت، پا شکستۀ می‌خانه‌ایم ما

جز جستجوی رزق نداریم هیچ کار
چون آسیا به گرد، پیِ دانه‌ایم ما

در مشورت اگر چه گشاد جهان زِ ماست
سرگشته‌تر زِ سبحۀ صد دانه‌ایم ما

از ما زبان خامۀ تکلیف کوته است
این شکر چون کنیم که دیوانه‌ایم ما

مهر بتان در آب و گل ما سرشته‌اند
صائب خمیر مایۀ بتخانه‌ایم ما

شاعر: صائب تبریزی

پربازدید ترین شعر اول حاج سعید حدادیان محرم و صفر فاطمیه

پربازدید ترین شعر اول محرم و صفر فاطمیه

محبوب ترین محرم و صفر فاطمیه

محبوب ترین حاج سعید حدادیان

نظرات