نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

صدای سوز گریه، میاد تو دشت ماتم زبون گرفته خواهر، میون خیمهی غم اسم برادرش، امشب ورد لبهاشِ بُغضی که وا شده، بُغض غم داداش سر میذاره روی، شونههای داداش بارون غربت، اشکهای گریهها (أخا زینب حسین)۳ خواهر، دل شکستهات تبسم یک نیزه آتیش زده به جونش، تجسم یک نیزه مثل یک آسمون، چشماش ستاره داره از داغ اونی که، اینجا مادر نداره خوب میدونه شب، حرفای آخرِ فکر جدا شدن، قاتل خواهرِ سر میذاره روی، شونههای داداش بارون غربت، اشکهای گریهها (أخا زینب حسین)۳ صدای سوز گریه، میاد تو دشت ماتم زبون گرفته خواهر، میون خیمهی غم اسم برادرش، امشب ورد لبهاشِ بُغضی که وا شده، بُغض غم داداشِ سر میذاره روی، شونههای داداش بارون غربت، اشکهای گریهها (أخا زینب حسین)۳ حسین میگه به خواهر، از ماجرای فردا میگه میشه سر من چراغ نیزهدارها فردا عزیز من! مهمون آسمونم خواهر برای تو، از نی قرآن میخونم پیش چشات میشه، سر ز تنم جدا شعلهی آه تو، آتیش خیمهها (أخا زینب حسین)۳
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد