نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

هم سفر من نگاه کن از غم ایام خمیدم بعد چهل روز برادر از سفر شام رسیدم توی کوچه و بازار چقدر زمین خوردم تو که روی نی دیدی چقدر برات مردم رفتی بی تو کارم تمومه قدم خمیده پرم شکسته از روی نی دیدی تو کوفه با چوب محمل سرم شکسته (حسین حسین سالار زینب) مثل سر تو عزیزم پا تا سر من کبوده غیر سر تو برادر محرمی با من نمونده تو که روی نی دیدی منو کجا بردن حرم توی بزم نامحرما بردن بردن ما رو با دست بسته با پای خسته با تازیونه تو اون مجلس چیا شنیدم چه داغی دیدم خدا میدونه (حسین حسین سالار زینب)
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد