از روی خاکا عَلمو برداشت
سید مجید بنی فاطمهپسندیدن33
بازدید18.2K
از روی خاکا عَلمو برداشت یهتنه بار حرمو برداشت بساط ظلم و ستمو برداشت جانم جانم جانم به زینب... غضب کرد و یاد امیر عرب کرد و وسط کاخ معاویه، پسر اونو ادب کرد و فریاد زد سرِ یزیدِ بیحیا داد زد داد برا این همه بیداد زد فریاد زد عقیلةُ العربم حریف میطلبم... **** وقتی تو بازار کوفه وایساد صدای زنگ شترا افتاد انگار علیه میزنه فریاد جانم جانم جانم به زینب... دلیرانه میگه که وقت جولانه اِبنِ زیادو توی کاخش، صدا زد اِبنِ مرجانه تکفیر کرد قلعه رو با نگاه تسخیر کرد چقدر عُبیداللهو تحقیر کرد تکفیر کرد عقیلةُ العربم حریف میطلبم...