
شور و شعف چند برابر شده نجمه از عطر گل یاس معطر شده نجمه از لطف خدا صاحب دختر شده نجمه تبریک بگویید که مادر شده نجمه چون پسته گشوده لبِ خندان خودش را بگرفته بغل جانِ رضا جانِ خودش را ماه آمده و با او شب تاریک سحر شد دامان عفاف از قِبَلش پر ز گهر شد عالم همه در شور از این تازهخبر شد تبریک بگویید به موسی که پدر شد از آمدنش باده به غبغب شده سلطان بهبه! چه شبی صاحب زینب شده سلطان مولودِ پر از رحمت و موفور و سرور است سرچشمهی نور است نژادش همه نور است انسیهتبار است که در کسوت نور است سرمنشاء شور است و خداوندِ شعور است دل را تهی از واهمه و بیم نمایید شَهبانوی قم آمده تعظیم نمایید نجمه روی دامان بگرفته است قمر را بسته است به گهوارهی او چشمِ نظر را پس شوق، رضا پاک کند دیدهی تَر را افلاک شنیدهاند فِداهای پدر را بابا ز طلوعت غزل عشق سروده است سلطان خراسان درِ میخانه گشوده است شادی ز ره آمد شب پایانیه غم شد میلاد کریمه شد ایّام کَرم شد تا کوکب دُرّیِ عرب ماه عجم شد خورشید به تکریم کمر بسته و خم شد پس اهل سماء صلِّ عَلیٰ فاطمه گفتند کردند همه سجده و یافاطمه گفتند روز از تو، هواخواهیه شب میکند امشب یا عالِم به قمت عرض ادب میکند امشب مشهد ز شعف رقص طَرب میکند امشب تندیس حیات روح عبادات رسیده تبریک بگو عمّهی سادات رسیده وا شد صدف و کرد عیان گوهر خود را دلداده بیفکند نظر دلبر خود را بوسید رخ آینهی مادر خود را محکم بگرفتش به بغل دخترِ مادر خود را جان سرخوش از این نامهی مرقومه شده امشب معصومِ نهم، صاحب معصومه شده امشب