نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

عمری غبار حضرت معصومهایم ما تا در جوار حضرت معصومهایم ما هرچند بار حضرت معصومهایم ما در سایهسار حضرت معصومهایم ما اهل دیار حضرت معصومهایم ما ای آرزویِ پنجره فولاد آمدیم ای قبلهگاه طاقِ گوهرشاد آمدیم بر خاک بوسه داده و بر باد آمدیم باب الجواد حاجتِ ما داد آمدیم حالا کنار حضرت معصومهایم ما تا نور میدَمی به تمامِ چراغها رَد میشویم مثل نسیم از رواقها معراج میرویم به دوش بُراقها فریاد میشویم از این اشتیاقها دل بیقرارِ حضرت معصومهایم ما روحُ الاَمین که حاجِبِ دولتسَرایِ توست از خادمانِ کعبهی دارالشفای توست تو کیستی که صحنِ رضا در هوای توست ایوان طلا هوایی گنبد طلای توست شکرش دچار حضرت معصومهایم ما با لطفِ مادرانهات اِحیا شدیم شکر بِرکه نه، رود نه، دریا شدیم شکر مولا نگاه کرده و آقا شدیم شکر ذُریههای حضرت زهرا شُدیم شکر ایل و تبارِ حضرت معصومهایم ما بانو! اگر چه پیش تو خِشتِ محقریم از خِشتهایِ خانهیِ موسیابن جعفریم عمریست از کنارِ شما لقمه میبریم از صحنِ جامع آمدهایم و کبوتریم سُجده گذارِ حضرتِ معصومهایم ما ما را نشان گرفت اگر چه مَلالِ غم هرچند پُر شده همهجا قیل و قال غم ما را گره زدند به پَرهایِ بالِ غم ما را گره زدند ولی بیخیالِ غم تا خاکسار حضرتِ معصومهایم ما تا سر سپردهی عَلَم زینبیهایم سر میدهیم و مَردِ غم زینبیهایم ما از غبارِ محترمِ زینبیهایم ما کُشته مُردهیِ حرم زینبیهایم چون ذوالفقارِ حضرت معصومهایم ما وقتی گره خورده است کارم با کریمه قطعا گره وا میشه با یا کریمه موسیابنجعفر گفت بابایت فدایت ای زینب ای دلبر بابا کریمه اصلا غمی دیگر نمانده تا که باشد پشت و پناه زائرش هر جا کریمه مثل حسین و زینبش دیگر نیامد نزد رضا هرگز کسی الّا کریمه امروز با امید فردا زنده هستم امروز گویم یا رضا فردا کریمه ما زائران مادرش هستیم در قم گشته است قبرش مرقد زهرا کریمه قبر جمیع آل طاها شد حریمش ای بانی خیر همه دنیا کریمه ای دختر موسیابنجعفر جان فدایت ما را ببر هر ماه در صحن و سرایت
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد