نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

عاشقی نقطهی پایانیِ درماندگی است عاطفه مزهی شیرینیِ سر زندگی است عشق در مکتب توحیدیِ ما بندگی است فیض دارندگی اصلا به برازندگی است اشک داراییِ ما بوده که سر چشمه شدیم از طفولیتمان خادم معصومه شدیم آفتابیست که در ظلمت شب گم نشود رد نوریست که در گیر تلاطم نشود باغ سبزیست که در ذهن تجسم نشود هیچ جایی حرم فاطمهی قم نشود السلام ای حرمت شرح پریشانی ما السلام ای نفس شاه خراسانیِ ما چهرهی زشت زمین با قدمت زیبا شد جسم بیجان تمامیِ زمین احیاء شد سند فخر اجم تا به ابد امضا شد تربت شهر تو تسبیح بهشتیها شد آن زمینی که شده لانهی جبرئیل قم است شورهزاری که به دریا شده تبدیل قم است گنبد زرد تو خورشید فلک گستر مان آسمان حرمت آرزوی آخر مان کاش دستی بکشی بر روی بال و پرِمان سایهی مادری ات کم نشود از سر مان دومین شافعهی محشر ما هستی تو مثل زهرا به خدا مادر ما هستی تو آه ای شادیِ در حال عبور بابا خندهات مایهی لبخند و سرور بابا بانیِ درد دل وادیِ طور بابا به خداوند تویی سنگ صبور بابا بفداک مگر از آن لب تر میافتاد هر زمان نامهی تو دست پدر می افتاد انباء شیفتهی مبحث خاصت بانو جان فدای دل توحید شناست بانو میشود با چه کسی کرد قیاست بانو مریم و آسیه شاگرد کلاست بانو نمی از قطرهی علم تو خودش یک دریاست حوزهی علمیه از برکت تو پا بر جاست جای جای حرمت جنت رضوانیهاست گوشهی صحن تو خلوتگه بارانیهاست عبد کوی تو شدن اوج مسلمانیهاست دامنت منشأ رزق همه ایرانیهاست تشنگان را به لب جوی تهورا بفرست چادرت را بتکان روزی مارا بفرست برکات تو به جان اجمت میچسبد ای کریمه چقدر اشک غمت میچسبد گریه کردن سر خوان کرمت میچسبد داد زدن در حرمت میچسبد زائرت از همه دلگیر شده رحمی کن به خدا مشهد من دیر شده رحمی کن کاش در حین قنوت سحرت یاد شوم من آلودهی دل باخته هم شاد شوم چه حراسی است اگر طعمهی صیاد شوم مطمئنم که به دستان تو آزاد شوم چون برادر به تو هم آمده خوش خو باشی به گمانم که تو هم زامن آهو باشی خاک تیران شرف عرش معلی دارد چون دو توبای بهشتیِ خدا را دارد مشهدش حیدر و قم حضرت زهرا دارد روی دیده قدم آل نبی جا دارد شکر این خاک دل پاک ولی را نشکست شهر قم حرمت ناموس علی را نشکست بی حیائی وسط کوچه ندیدهاست کسی ضربهی سیلیِ مهلک نچشیدهاست کسی معجر دخترکی را نکشیدهاست کسی آه ای عمهی سادات چه دیدی در شام؟ آه ای زینب کبری چه کشیدی در شام؟
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد