
پیش رخ تو ماه هویدا نشود بیچاره دلی که بر تو شیدا نشود از نو كر بد هم كه بپرسي گويد بیبی به خوبي تو پيدا نشود خانم خانم قلبم من هم جلا بده خانم خانم به خاطر خدا بده خانم خانم عیدی یه کربلا بده آقا دلم یه کربلا میخواد آقا یه گنبد طلا میخواد آقا دلم امام رضا میخواد سائل لطف نوشتند بنی آدم را سر این سفره نشاندند همه عالم را صبح فردا عجبی نیست اگر بنشانند یك طرف آسیه و یك طرفت مریم را حسِ معراج نشینیِ من این است فقط گوشهای از حرمت پهن كنم بالم را در ضریحت شرف آدمیت ریختهاند پس محال است كه آدم نكند آدم را مثل یك عرش برای تو حرم ساختهاند كاش میشد حرم حضرت زهرا هم را با گدایی حرم فخر به دنیا داریم هرچه داریم از این دختر موسی داریم قصد كردی بكِشی و بكِشانی همه را تا به معراجِ بلندت برسانی همه را ریشههای دلِ ما رشتهای از چادر توست چادرت را بتكان تا بتكانی ما را به خدا ذرهای از خانمیات كم نشود چه برانی همه را و چه بخوانی همه را تربت پای تو بودن چه به ما میآید پس چه بهتر سر راهت بنشانی همه را یك دو قربانی ما نیست برازندهی تو وقت آن است بیایی بستانی همه را بشكند گر سر عشاق فدای سر تو همه ی ما به فدای نخی از معجر تو ما گداییم همه وقت نظر داشتنت خاك پاییم همه وقت گذر داشتنت آمدی مردم ایران به نوایی برسند ورنه جز اینكه بهانه است سفر داشتنت در طریقت نفس از پا كه بیفتد خوب است سیر معراج به اینجا كه بیفتد خوب است گاه بابا سخنش را به تو تنها میگفت چون نبی گرچه علی داشت به زهرا میگفت دست خطِ تو كه میدید فقط میبوسید تا كه یادِ تو میافتاد "فِداها" میگفت جایگاه تو چنان در نظرش بالا بود جای آن داشت به تو اُمِّ ابیها میگفت عمّهی كرب و بلا در تو تجلی كرده باید این آینه از زینب كبری میگفت بر روی چشم همه جای شما محفوظ است احترام تو در آن شهر خدا محفوظ است