شاه اباالفضلِ من، مطلع اَنوار من زادهی امُّالبَنین، حیدر کرّار من جان تو شاهِ جهان، رحم نما چون شَهان بَر دل مجروح من، بَر تَن بیمار من دود دلم را ببین، دامن گُلها گرفت بین چه فغان میکند، مرغ گرفتار من تشنه برون شد ز شَط، از دل دریا چو بَط چون دل طفلان شدهست، دیدهی خونبار من مست نباشم ز مِی، جانِ من و جانِ وی سوز دل زینب است، آتش رخسار من فخر کنم بَر فَلَک، ناز کنم بَر مَلَک ماه بنیهاشم است، دلبر و دلدار من کاش در آید به ناز، زین چمن دلنواز شاخهی شمشاد من، سرو کماندار من ماه مُنیرم کجاست؟، شاه دلیرم کجاست؟ خیمهی صبرم بسوخت شعلهی افکار من احمد عاشق بگوی مدح اباالفضلِ شاه کز اثر طبع توست رونق بازار من عازم کربوبلاست بهرِ تو عباس، شاه طبع شکرریز من، کِلک شکربار من