وعدهای دادهای و راهی دریا شدهای خوشبهحال لب اصغر که تو سقا شدهای ماه چه زیبا شدهای ... آب از هیبت عباسیه تو میلرزد بیعصا آمدهای حضرت موسی شدهای ماه چه زیبا شدهای ... به سجود آمدهای یا که عمودت زدهاند یا خجالت زدهای بَه که چه زیبا شدهای ماه چه زیبا شدهای ... یا اخا گفتی و ناگه کمرم درد گرفت کمر خم شده را غرق تماشا شدهای داغ به دلها شدهای ... منم و داغ تو و این کمر بشکسته تویی و ضربهای و فرق ز هم وا شدهای داغ به دلها شدهای ... سعی بسیار مکن تا که ز جا برخیزی اندکی فکر خودت باش ببین تا شدهای داغ به دلها شدهای ... ماندهام با تن پاشیدهات آخر چه کنم ای علمدار حرم مثل معما شدهای داغ به دلها شدهای ... مادرت آمده یا مادر من آمده است با چنین حال به پای چه کسی پا شدهای زائر زهرا شدهای ... تو و آن قد رشیدی که پر از طوبی بود در شگفتم که در این قبر چرا جا شدهای