نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

سرزده شکوفهی غم، اومده بهارِ گریه بهترین شبای عمرم بود تو روزگارِ گریه یا حسین غریبِ مادر... باز بساطِ غم فراهمه باز دلِ همه پُر از غمه باز مؤذنا اذون میگن آی عزادارا محرمه (سرزده شکوفهی غم، اومده بهارِ گریه)۲ بهترین شبای عمرم بود تو روزگارِ گریه یا حسین غریبِ مادر... دل شرابِ غم رو مینوشه چشم شبیه چشمه میجوشه سینهزن با دست فاطمه پیرهن سیاشو میپوشه (این صدا آه زهراست، بین روضههای ارباب)۲ فاطمه میگه خوشاومد به عزادارای ارباب یا حسین غریبِ مادر...
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد