نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

روضه سنگینه داره زینب این مصیبتا رو میبینه روضه جانسوزه همهجای خونه بین شعله میسوزه مادر افتاده چه خبر شده صدا صدای فریاده نه فقط دیوار حتی غرق خونه هم چادر و هم مسمار مادر و کشت طوری زد دختر پیغمبرو کشت پیش چشمای علی کوثرو کشت همهی دلخوشی حیدر و کشت در افتاد، مادر افتاد با سر افتاد، با سر افتاد در افتاد حیدر افتاد روضه دلگیره جوری با لگد زدن که داره میمیره پشت در تنها مونده تو شلوغیا به زیر دست و پا زخمیه بازوش داره خون میچکه از جراحت پهلوش خیلی بیتابه روی خاک کوچه هی میریزه خونابه سینه شکست نفسای مادرو مغیره بست بد زده مادرو نانجیب پست مونده روی صورتش جای یه دست در افتاد مادر افتاد با سر افتاد سپر شد خونجگر شد بی پسر شد سپر شد تا که قنفذ حملهور شد
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد