نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

رفتی و از غم تو خونِ جگرها خوردم به سر قبر تو در شام غریبان مردم كاش می شد كه زبانی بگشایی اصغر تا صدایم بزنی با لب شیرین مادر كاش می شد كه بمانی و مرا یار شوی چو ابالفضل علمدار، علمدار شوی خوب شد ای پسر غیرتی من رفتی تا نبینی چه كند بعد تو دشمن، رفتی من و این محمل بی پرده علی جان چه كنم همره عمه ی تو موی پریشان چه كنم حرمله دور و بر محمل من می خندد بی حیا بر من و داغ دل من می خندد
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد