نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

دوباره بوی محرم دوباره ماه حسین دوباره بر سر هر کوچه گفتگوی حسین دوباره خون دو عالم به جوش میآید صدا چقدر ز هر جا به گوش میآید چقدر در دل تاریخ های و هوی است بلند چقدر بغض ترک خورده در گلو است بلند دوباره روی لب محتشم دم است امشب چه شورش است که در خلق عالم است امشب چه ماتمی است که قلب فواد میسوزد که باز با غم دل نیز خرّم است امشب دوباره آتش نیّر گرفته در دلها دوباره مرثیهخوان نخل میثم است امشب هزارها غزل و مثنوی است در ذهنم نوای یحیوی و منزوی است در ذهنم نمیشود غم یک روضه هم فراموشم هنوز هم همه جاست کربلاست در گوشم دوباره هر شبم از روضه شد شب یلدا دوباره عمه بیا گمشده پیدا دوباره روضه شش ماهه در مقابل من نوای وای رباب از آتش دل من چه اشکها که ز چشم ترم نمیافتد دم ای اهل حرم از شرم نمیافتد گرفته حنجره ها و شکسته شد دلها به روضهخوانی او ایستاده مقبل ها نه روضهخوان تو در قتلهگاه طاقت داشت نه ذوالجناح دگر تاب استقامت داشت هنوز از لب گودال عصر عاشورا صدای نالهی زهرا آه از آن ساعتی که با تن چاک چاک نهادی ای تشنه لب صورت خود بر خاک
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد