نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

دلم براش خیلی دیگه تنگه دنیای من با بابام قشنگه آی درودیوار خرابهی شام خیلی بابام غریبه آی تاولای روی دست و پاهام خیلی بابام غریبه معجرم الان کنار پیراهنشه گوشوارههامم کنار انگشترشه موقعِ خوابه ولی بمیرم که الان بهجای پاهام یه نیزه زیر سرشه بابای خوبم، بابای خوبم، بابای خوبم... بابام میاد ای دلِ پریشون میریم سرِ خونه زندگیمون ولی ببینه سوخته چادرِ من خیلی بهم میریزه خدا میدونه که چقدر حجابم برا بابام عزیزه! دلم نمیخواد منو تو این حال ببینه آخه بعیده موهای سوخته بهم بیاد اگه میاد کاش دستاشو هم بیاره چون دلِ شکستهام یه عالمه بغل میخواد بابای خوبم، بابای خوبم، بابای خوبم... داره میاد بوی عطرِ بابام عمه طَبَق رو بذار رو پاهام الهی دخترت بمیره بابا همه موهات سفیده خدا ازش نگذره آخه خیلی رگاتو بد بریده لبای خونی داغ دلم را تازه کرد مثل رقیه شکسته دندونات بابا اون شب اول، خولی کجا برده تورو سوخته تموم محاسن و موهات بابا
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد