یادت میاد میومدم رو شونهت
سیدرضا نریمانیپسندیدن45
بازدید12.5K
یادت میاد میومدم رو شونهت همیشه بوسه میزدم به گونهت حالا باید یا از تنور خولی یا از رو نیزه بگیرم نشونهت یه عالمه برا تو گریه کردم یعنی صدای گریهمو شنیدی شبی که خواب دیدم میای کنارم یعنی تو هم خواب منو میدیدی از دست اذیتهای زجر و سَنان یه نفسِ راحتمم حروم بود تو تاریکی یکی بهم سیلی زد از زورِ دستش فهمیدم کدوم بود اسیر این خرابهمو میدونم شبِ غمم دیگه سحر نمیشه حتی اگه کور بشه هر دو چشمم این گریهها برام پدر نمیشه باور کن این که روبهروت نشسته منم که از عشق تو جون گرفتم زبونم از شوقِ تو بند اومده کی گفته لکنتِ زبون گرفتم بابا بیا ببین چقدر خمیدم بابا بیا ببین که غرقِ دردم زخمیتر از تموم زخمای من سرِ توئه دورِ سرت بگردم هر کسی از راه رسید منو زد برا همینه گونههام میسوزه کبودیِ صورتم از قدیم نیست سهمیهی سیلیهای یه روزه شبی که گم شدم میون صحرا بابا چرا کنار من نبودی؟ عمّه میگه وقتی بزرگتر بشم خوب میشه حتما جای این کبودی مَنِ الَّذی اَیتَمَنی...