تصویر سایر ذاکرین - در میکده‌ام ساقی کوثر آمد

در میکده‌ام ساقی کوثر آمد

[ سایر ذاکرین ]
در میکده‌ام ساقی کوثر آمد
به‌به به‌به حضرت دلبر آمد

بت‌های بلند رویِ بام کعبه
بر خاک بیفتید که حیدر آمد

عیسی‌نفسان روحِ مسیحا آمد
گوساله‌پرستان یدِ بَیضا آمد

خورشیدخدایانِ زمانِ نمرود
تعظیم کنید، علیِ اَعلی آمد

ابرویِ تو در شعر کمان نام گرفت
یک جفت علی به روح‌شان نام گرفت

انگشتر دُر به دست دلبر کردم
شد بابِ دِگر باز و دُکان نام گرفت

آن هجرت و شرطِ ۲0۷ بقره
تاریخ به‌روز شد زمان نام گرفت

گفتند حلالزاده‌ها جمع شوند
دل گفت علی‌و هیجان نام گرفت

خون در رگ شیعه با دَمِ یا حیدر
افتاد به راه‌و شَرَیان نام گرفت

گفتند بِلال ِسوخته خورده نمک
با شور از این خواندو اذان نام گرفت

در گردش دور تو ملائک دیدند
خاکِ کفِ کفش‌ت آسمان نام گرفت

یاعلی
****
پدرش حضرت ابوطالب
شعرهایش شنیدنی‌، جالب

در شجاعت ز کُلُهم غالب
پسرش خوش‌قلم‌ترین کاتب

به علی دل علاقه‌ای دارد
بَه چه نهج‌البلاغه‌ای دارد

مادرش فاطمه است بنت اسد
وصف او رد شده زِ حَد و عدد

پدرش بر تمام سرآمد
در بلاغت مقام صد در صد

جز علی نقطه‌ای به قرآن نیست
خطبه‌ای گفته نقطه در آن نیست

کوثری را به شور می‌بینم
در نمازش حضور می‌بینم

آسمان را چجور می‌بینم
در سه نوبت سه نور می‌بینم

بَه به نوری زِ چادر زهرا
که مسلمان کند یهودی را
یک یهودی نشسته بر سرِ راه

سرخوش از لحظه‌های نگاه
تا ببیند جمال شاهَنشاه
رویِ ماه‌و علی ولی الله

این یهودی که عاشق مولاست
دست در وادی مسلمان‌هاست

نطفه‌ی ما و انعقاد علی
مادر و زایمان و نادِعلی
من غلامی، که خانه‌زاده علی

ژن این بچه‌ شیعه‌ها شیعه
و دی‌اِن‌اِی خونِ ما شیعه

که سُراییِ دل به کف دارد
نسبتی با شَه نجف دارد

و نجف شد حامی مستان
این گذرگاهِ دِنجِ بی‌پایان
یک رای هزار تاکستان
صدو ده نِی‌نمک شکر ریزان

و نجف لابیِ خداوند است
نرخ این شعرهای من چند است

***
من جبرئیلم که بین تاریکی
به گوشم رسید صوت یکی
من که هستم سپس بگو خود کی که مانده بودم

که ناگهان ملکی
ملک خوش قریه و نمکی

یک جهان شور بود و 
مژگانش کشیده تا ابرو
ابروانش کشیده تا گیسو
گیسوانش کشیده تا بازو

آن همان شوخ لهجه گفت بگو
انا عبدالذلیل جبرائیل
انت الله، رب، خدای جلیل

گفتما محرم حضور شدم
وارد سرزمین نور شدم
از سیاهی کبر دور شدم

پس بگویم علی‌ست استادم
پیش پایش به خاک افتادم
گفت خداوند مرا خلقم کرد
کن فیکون، باش پس شدم

نه که در ثالثیه عام الفیل
نه که در کعبه بارگاه جلیل
نه که بعد از پیمبری خلیل
نور او قبل خلق جبرائیل

عدد سی هزار ضربه خودش
یک نه هست صفر در جلویش

تازه این، سن جبرئیل امین
که خودش گفته با پیمبر دین
و علی بوده پیشتر از این

شاعری می‌زند چنین تخمین
آخرید حد فرقه اعداد
سن حیدر حدود بیر مِلیان

من، علی را خدا نمی‌دانم
از خدا هم جدا نمی‌دانم
بی شریک و یگانه می‌دانم
من ازین بیش را نمی‌دانم

علی از ذات حق شده مشتق
آخرش میشود به حق، ملحق

نُه فلک گفت علی
حور و ملک گفت علی
هر که از سفره حق خورد نمک گفت، علی
ذاتهُ گفت علی
حضرت هو گفت علی
نام عالی به خودش داده به او گفت علی
ابتدا گفت علی
گرم دعا گفت علی
توبه کرد آدمو هی رو به خدا گفت علی
با یقین گفت علی
سوی زمین گفت علی
این خلیل است که در آتش کین گفت علی
آن اسد گفت علی
او نه غلط گفت علی
یوسف از بین زنان رفت و فقط گفت علی
علوی گفت علی
غرق غمی گفت علی
یوسف اندر شکم هود همی گفت علی
در هوا گفت علی
بین فضا گفت
خاص الیاس کند طی سماء گفت علی
سوزنش گفت علی
پیرهنش گفت علی
بافت ادریس لباسی به تنش گفت علی
لاله‌گون گفت علی
ذکر جنون گفت علی
سره‌یحیی پیمبر پر خون گفت علی
ناگهان گفت علی
ماند در آن گفت علی
رد شدی سازه روی آب روان گفت علی
نگران گفت علی
کفش‌کنان گفت علی
کیست موسی‌ست، که لکنت به زبان گفت علی
مصطفی گفت علی
غار حراء گفت علی
شب معراج پیمبر به خدا گفت علی
ایلیا گفت علی
کهف وراء گفت علی
من همانم که خداوند مرا گفت علی
فاطمه گفت علی
پیش همه گفت علی
نه بترسد، که بدونِ واهمه گفت علی
مجتبی گفت علی
سبز عبا گفت علی
بین صفین، امیر الکرما گفت علی
کربلا گفت علی
خون خدا گفت علی
چیست نام پسران تو شهاب گفت علی
اکبرش گفت علی
گل‌پسرش گفت علی
ابرو و رو و مو و چشم و سرش گفت علی
هر نفس گفت علی
مست سپس گفت علی
قاسم ابن حسن از پشت فرس گفت علی
چه یلی گفت علی
ابن ولی گفت علی
جنگ تا تنگ شد، عباس علی گفت علی
آتشین گفت علی
زَینبِ دین گفت علی
بر بلندای فلک صبر یقین گفت علی
شاپرک گفت علی
باغ فدک گفت علی
صد و ده بار نمک به نمکدان گفت علی
کَم‌کَمک گفت علی
خواست کمک گفت علی
مستجار آه زد و خورد ترک گفت علی
گِل ما گفت علی
حاصلِ‌ما گفت علی
خاک گل گل گل گل دل دل
روزها گفت علی
صبح ومساءگفت علی
شیعه افتاد ز پا خواست ز جا گفت علی
اگر خسته جانی بگو یاعلی
اگر ناتوانی بگو یاعلی
زِ کل وجودت بگو یاعلی
زِ هر تار و پودت بگو یاعلی
زِ روی ارادت بگو یاعلی
به حکم شریعت بگو یاعلی
به شوقِ شهادت بگو یاعلی
تو ای پاک طینت بگو یاعلی
تو در کار هیئت بگو یاعلی
به گرمی حرارت بگو یاعلی
بدون خجالت بگو یاعلی
به ابر و قیامت بگو یاعلی
تو از روی غیرت بگو یاعلی

پربازدید‌ترین‌های شعر مدح امیرالمؤمنین (ع)(اعياد و ولادت‌ها)

محبوب‌ترین‌های امیرالمؤمنین (ع)(اعياد و ولادت‌ها)

محبوب ترین‌های سایر ذاکرین

نظرات

1 نظر ثبت شده

آواتار حسین عزیزیان
حسین عزیزیان کاربر

دم حاج غلامرضا فاتحی شاعر اهل بیت گرم

۱۰ بهمن ۱۴۰۱