نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

دارم با یه حالی میرسم کنار تنت تو رو مثل مادرم چه بیهوا زدنت فدای این چشمای خونیت فدای اون زخم پیشونیت بیا بریم تا خیمه که راهی نیست پاشو بریم آروم جونم بدون تو من سرگردونم برا حرم بعد از تو پناهی نیست پاشو ای تنها کس و کار من بیا برگردیم علمدار من مدد یا عباس... میبینی که جون من دیگه رسیده به لب برای من از رباب حلالیت بطلب بهش بگو مَشکم شد پاره نموند برا من راه چاره غم یه دنیا رو سرم آوره داداش برو خیمه که دیره برادرت داره میمیره الهی که زینب نشه آواره شده ذکر من فقط وا اُمّاه شکسته پهلو رسیده از راه سلام ای جانم سلام ای جانان سلام ای زخمی سلام مادر جان
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد