قرارمون نبود رهات کنم
حسین سیب سرخیپسندیدن11
بازدید7.5K
قرارمون نبود رهات کنم تورو یه بار داداش صدات کنم علقمه نبودی، دست من قلم شد مادر تو اومد، مثل مادرم شد هر کاری کردم آب بیارم نشد، نشد، نشد، نشد ... مشکو برا رباب بیارم نشد، نشد، نشد، نشد ... وای، وای، وای .... ***** چرا میخندیدن به گریههام تیرارو دربیار از این چشام بعد رفتن تو شیش ماهت میمیره معجرش رو محکم زینبت میگیره پیکرمو نبر به خیمه داداش، داداش، داداش، داداش ... پاشو برو به فکر عباس نباش نباش، نباش، نباش ... وای، وای، وای .... ***** قرارمون نبود رهات کنم تورو یه بار داداش صدات کنم علقمه نبودی، دست من قلم شد مادر تو اومد، مثل مادرم شد هر کاری کردم آب بیارم نشد، نشد، نشد، نشد ... مشکو برا رباب بیارم نشد، نشد، نشد، نشد ... وای، وای، وای .... ***** همه گوشا میشه بی گوشواره دعوا میشه سر یه گهواره رو سرم نشون از ضربهی عموده بعد من رقیه، صورتش کبوده وقتی بگه رقیه، عمه کمک، کمک، کمک، کمک ... بچتو میگیرن به باد کتک کتک، کتک، کتک ... وای، وای، وای ... ***** قرارمون نبود رهات کنم تورو یه بار داداش صدات کنم علقمه نبودی، دست من قلم شد مادر تو اومد، مثل مادرم شد هر کاری کردم آب بیارم نشد، نشد، نشد، نشد ... مشکو برا رباب بیارم نشد، نشد، نشد، نشد ... وای، وای، وای ....