
خدا رو شکر پاییز انگاری که باز رو به بهاره مادرم بعد سه ماه مشغول کاره بوی نون پیچیده تو خونه دوباره خدارو شکر بسترش رو کرده جمع از توی خونه موهای برادرامو زده شونه انگاری میخواد که پیشمون بمونه آه نه انگار چرا داره دست میگیره به دیوار؟ چرا میگه فضه منو نگهدار؟ لعنت به مسمار لعنت به مسمار لعنت به تازیونه لعنت به اونکه مادرو زد تو خونه (ایکاش خدایا زینب بمیره زینب بمیره اما مادر بمونه) ۲ (ای وای مادر، ای وای مادر) خدا رو شکر مادرم باز سر سجاده نشسته با روی کبود و چشم نیمه بسته بِعَلیٍ میگه با دست شکسته خدا رو شکر واسه بی کفن یه پیرهن دست و پا کرد برای من سفرهی دلش رو وا کرد بساط روضه رو تو خونه بهپا کرد آه از جدال حسینو میبینه میون جنجال انگار داره میبینه میشه پامال لعنت به گودال لعنت به گودال لعنت به اهل کینه حرف از گلوی خشک و شمر لعینه کاش ای خدایا زینب بمیره تا که حسینو روی نیزه نبینه (ای وای برادر، ای وای برادر)