
وای شعلهرو، داد میزنن وا کن درو جون بابا میکُشنت، مادر نرو (اگه در رو بشکنن چی اگه ببینه حسن چی میون شعله یه میخ اگه بگیره به تن چی) ۲ (آی بیحیا، یه ذره هم حیا کن طناب رو دست بابا رو وا کن بسه دیگه مادرمو رها کن) ۳ (خون جاریه، زخم رو پهلو کاریه روی در خونه عجب مسماریه) ۲ (صاحب عرش برینی، چراغ روی زمینی تو شعلهها کشته ما رو، صدای فِضّه خُذینی) ۲ (باید دیگه گریه کنیم همیشه چی شده که فاطمه پا نمیشه گمون کنم که شکسته بار شیشه) ۲ آی بیحیا، یه ذره هم حیا کن طناب رو دست بابا رو وا کن بسه دیگه مادرمو رها کن