
گل امید غنچهها پرپر میشه ای وای، ای وای دیگه داره این خونه بیمادر میشه ای وای، ای وای اگه تو دلت پر از داغه داغی که شده برافروخته بیا یه سفر بریم با هم تو خونهای که درش سوخته چقدر این خونه غمگینه چقدر این خونه بارونه روی دیوار و روی در هنوزم ردی از خونه یه گوشه از حیاط انگار یه کودک مات و مبهوته یه گوشه از حیاط انگار یه چیزی مثل تابوته (گل امید غنچهها پرپر میشه ای وای، ای وای دیگه داره این خونه بیمادر میشه ای وای، ای وای)۳ تو خونه یه مرد مظلومه که چیزی نمونده تنها شه شبِ غم و غصهی این مرد بعیده دوباره فردا شه هنوزم چشم امیدش به اون دستای بیجونه همون دستی که چند ساله واسه زخماش درمونه حالا اون دستای بیجون داره اشکاشو میگیره ولی چند ساعت دیگه تو آغوش کفن میره اون کسی که معروفه به خیبر شکن ای وای، ای وای وسط خونش همسرشو میزدن ای وای، ای وای (گل امید غنچهها پرپر میشه ای وای، ای وای دیگه داره این خونه بیمادر میشه ای وای، ای وای)۳