نظرات
0هنوز نظری ثبت نشده

خدا رو شکر پاییز انگاری که باز رو به بهاره مادرم بعد سه ماه مشغول کاره بوی نون پیچیده تو خونه دوباره خدارو شکر بسترش رو کرده جمع از توی خونه موهای برادرامو زده شونه انگاری میخواد که پیشمون بمونه آه نه انگار چرا داره دست میگیره به دیوار؟ چرا میگه فضه منو نگهدار؟ لعنت به مسمار لعنت به مسمار لعنت به تازیونه لعنت به اونکه مادرو زد تو خونه (ایکاش خدایا زینب بمیره زینب بمیره اما مادر بمونه) ۲ (ای وای مادر، ای وای مادر) خدا رو شکر مادرم باز سر سجاده نشسته با روی کبود و چشم نیمه بسته بِعَلیٍ میگه با دست شکسته خدا رو شکر واسه بی کفن یه پیرهن دست و پا کرد برای من سفرهی دلش رو وا کرد بساط روضه رو تو خونه بهپا کرد آه از جدال حسینو میبینه میون جنجال انگار داره میبینه میشه پامال لعنت به گودال لعنت به گودال لعنت به اهل کینه حرف از گلوی خشک و شمر لعینه کاش ای خدایا زینب بمیره تا که حسینو روی نیزه نبینه (ای وای برادر، ای وای برادر)
هنوز نظری ثبت نشده