نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

حیدر آئینهدار زهرا بود هر نفس بی قرار زهرا بود خانه ساده و گلین علی جنت و نوبهار زهرا بود مرتضی پشت در که در میزد در دلش انتظار زهرا بود در یمین و یثار عرش خدا نام حیدر کنار زهرا بود اگر احمد دو دست او بوسید امر پروردگار زهرا بود چشمههای کرامت حسنین همه از چشمهسار زهرا بود چرخش کائنات از اول همه گرد مدار زهرا بود نور دادن به عالم امکان کار لیل و نهار زهرا بود گفت روحی فداک یا مولا این سخن افتخار زهرا بود نام حیدر اگر به مئذنه رفت همه از اعتبار زهرا بود آنچه ما را گدای او کرده کرم بیشمار زهرا بود جنگ میکرد با سلاح سخن خطبهها ذوالفقار زهرا بود انچه مرداب روی اهل نفاق خطبهی شاهکار زهرا بود ظلم میدید بیعدد که مگو غربتی در دیار زهرا بود آنچه آتش به قلب حیدر زد گریه زار زار زهرا بود دیدن غربت و غم مولا علت انکسار زهرا بود در دل دود و آتش نمرود مرتضی شرمسار زهرا بود کفر آتش بیار معرکه شد میخ هم همجوار زهرا بود ضربهای خورد و پشت در افتاد فضه آن لحظه یار زهرا بود آن غریبی که بسته شد دستش همه دار و ندار زهرا بود از دل کوچه تا دل مسجد وسعت کارزار زهرا بود بی علی رفت و با علی برگشت کار در اختیار زهرا بود آنچه در راه حق نمیلرزید قدم استوار زهرا بود سد راه سقیفه در آن روز عزت و اقتدار زهرا بود آن سوالی که مانده بیپاسخ سنگ قبر و مزار زهرا بود آن زمانی که شد دوتا فرقش مرتضی سوگوار زهرا بود
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد