شب شده باز اومدم کنارت
حاج محمدرضا بذریپسندیدن23
بازدید4.5K
شب شده باز اومدم کنارت دوباره بغض و گریه شبونه دوباره التماس هر شب من زهرای من بیا بریم بهخونه فکر غریبی منو نکردی اینجا کسی رو غیر تو ندارم انگار که من هم با تو جون سپردم اینجا مزار توه یا مزارم چی شده گلدونا رو آب ندادی؟ گل چه بلایی به سرت اومده پاشو عزیز حسین همراهمه پاشو نگاه کن پسرت اومده نگاه به جای خالیات میکنم تازه میشه داغ دلم دوباره بهونه میخوام واسه گریه کردن زینب می ره چادرتو میاره اشک حسن خوابو ازم گرفته یه لحظه آروم و قرار نداره گاهی با گریه می ره توی کوچه اونجا رو دیوار سرشو میذاره میگم چی شد حرفی بزن عزیزم می گه بابا دلم می خواد بمیرم هرچی تلاش کردم نشد که اون روز جلوی سیلی زدنو بگیرم هنوز این کوچهها شبگرد دارد غمی با خاطراتی سرد دارد گذشته سالها از غصه اما هنوزم جای سیلی درد دارد