نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

حسین، تنت به خاک و خون تپیده کی موهای تو رو کشیده؟ کی خیمههات و زده آتیش؟ سرت رو از قفا بریده حسین، پیش چشام تو نیزه خوردی داداش من و به کی سپردی؟ به روی نیزههای دشمن رفتی و زینب و نبردی نمیذاره تو رو ببینم این همه شمشیری که روته کاشکی میرفت توو چشم زینب این نیزهای که توو گلوته (حسین، حسین حسین حسین حسین جان)۳ حسین، شکسته قلب زار خواهر یه تشنه و این همه لشکر جلو چشای عمّه زینب سرت جدا شده ز پیکر حسین، پر از غم و غصه و آهم بدون تو چه بی پناهم مادر کجاست تا که ببینه؟ زائر تو توو قتلگاهم نالهی آخر تو داداش شکسته قلب خواهرت را مقابل چشم رقیِّه رو نیزهها زدن سرت رو (حسین، حسین حسین حسین حسین جان)۳ حسین، رفتی تو از کنار خواهر من موندم و این همه لشکر خودم دیدم میون گودال نیزه توی گلوت برادر حسین، ببین که غیرتم ندارن مردی توی حرم ندارم بعد ابالفضل رشیدم بی کسم و محرم ندارم ببین شده قلب غمینم شبیه زلف تو پریشون کاشکی میمردم نمیدیدم پیکرت و غرقآبهی خون (حسین، حسین حسین حسین حسین جان)۳ حسین، خودم دیدم غمین و خسته یکی روی سینت نشسته خودم دیدم که سنگ کینه پیشونی تو رو شکسته حسین، اشک دو چشمام شده جاری کارم شده گریه و زاری عریان بدن توو گودی خون افتادی و کفن نداری قاتل جون زینب توست گلوی خشک و پاره پارت پاشو ببین ای غیرت الله زینب داره میره اسارت (حسین، حسین حسین حسین حسین جان)۳ حسین، از پیش من دلبر و بردن انگشت و انگشتر و بردن از غصهی تو سر شکستم تا روی نیزه سر و بردن حسین، از غصهی هجر تو پیرم دیگه از این زندگی سیرم شرمنده ام از تو برادر نشد منم برات بمیرم یکی شده تنت با این خاک چرا داداش شکسته بالی؟ برات بمیرم که تن تو پر شده از زخم هلالی (حسین، حسین حسین حسین حسین جان)۳ حسین، تا سر تو رو نیزهها رفت از بین دشمنم حیا رفت بعد علمدار رشیدم گوشوارهها و معجرا رفت حسین، پیر شدم و ز قد خمیدم آهی از این دلم کشیدم از میون قتلگاهم صدای مادر و شنیدم چطور سر تورو بریدن؟ ای زینت دوش پیمبر به روی سینهات نشستن جلو چشای زار مادر (حسین، حسین حسین حسین حسین جان)۳ حسین، برا سر علی اصغر دعوا شده میون لشکر خدا کنه که مادر او نَمیره از غصه برادر حسین، توو علقمه غوغا به پا شد حاجت خیلیها روا شد سر یل ام البنین با، پهلو به روی نیزهها شد دارن با این همه جسارت راه نفس به من میبندن پاشو برادرم نگاه کن دارن به اشک من میخندن (حسین، حسین حسین حسین حسین جان)۳ حسین، دیگه شدم بی کس و بی یار بی کس و بی یار و علمدار دارم میرم به زور دشمن برادرم خدانگهدار حسین، دارم میرم با یک دل خون تو میمونی بین بیابون تو میمونی میون صحرا میرم با یک قلب پریشون پاشو ببین سالار زینب به سوی شام شدم روانه دلم نمیخواد ولی دارم میرم به زور تازیانه (حسین، حسین حسین حسین حسین جان)۳
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد