نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

جبرئیل در عالم بلند بود ... قد افلح العلی و خدا گفت مؤمنون مثل علی نماز کسی نیست خاشعون قد افلح العلی نه علی رستگار بود از اولش علی یدِ پروردگار بود توحید ختم بر گلِ کُفوً اَحَد شده بنتِ اسد هر آینه اُمّ الاسد شده میخواستند بند به قنداقهاش کنند گل را اسیر ماندن در ساقهاش کنند اما علی که بند به قنداق خویش نیست خورشید که معطل اشراق خویش نیست خود در فراز و تابش او در فرود بود قرص نزول نور علی در سعود بود در کعبه رفت احمد و معراج وار رفت آیینه برملا شد و پرده کنار رفت پرده کنار رفت و نبی بود با خدا سجدهکنان ملائکه گفتند یا خدا حق و جمیل و اکبر و لامنتها تویی این نور دیگر است در آیینه یا تویی این کیست اینکه طاق فلک را شکافته پیراهنی برای خود از نور بافته این کیست صبح را طَلَعُ الشمس میکند این کیست که وجود تو را لمس میکند این کیست اینکه خانهی تو زادگاه اوست اِلّای اتحاد پس از لا اِلای اوست این کیست اینکه روی که بر خاک میکند آن خاک را مسافر افلاک میکند این کیست اینکه روی سرش تاج.... و جامهای است بر تنش از جنس هل اتا این کیست اینکه هستِ عوالم ز هستِ او افتاده است صور قیامت به دست او افلاک جان به محضرش ایثار میکنند اجسام بر ولایتش...
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد