نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

بلندمرتبه بود و بلندبالا بود امامزادهی آقا، چقدر زیبا بود کدام واژه تواناست وصف دریا را که آنچه بود به اکبر، شبیهِ دریا بود پیمبر است نه، آیا امام نه، هر دو که نیم حیدر و یک نیمه نیز طاها بود همیشه بَر سرِ دیدار او جَدَل میشد برای دیدن رویَش همیشه غوغا بود علیِ اکبر لیلاست این که مجنون هم برای دیدنِ او در صف تماشا بود برای بُردن نامش، وضو بگیر ای شیخ قلم بایست که وَصفَش، نه حَقِّ اِملاء بود برای گفتن حَقّ علی ولی الله بگو کدام مؤَذِّن، چنین توانا بود عَصای دستِ حسین است این پسر، امّا شِکسته دیدمش آنجا که عشق، تنها بود ****** ای دل امشب بیشتر بیتاب باش محو آقازادهی ارباب باش دلبری محو رخ دلدادهای به چه آقایی چه آقا زادهای حرف جانبازی شَود آماده اوست ای برادر بنگر آقازاده اوست جان فدای مکتب و دین است این رسم آقازادگی این است این عدهای لفظ ز معنا خالیاند بسکه آقازادهی پوشالیاند عدهای فکر عبور از مردماند در همین شهرند و دور از مردماند پای صندوق آفتابی میشوند پشت جبهه انقلابی میشوند فکرشان دنبال حزب و دسته است انقلاب از دست اینها خسته است دیده ملت آخَرِ هرچیز را فرق خدمت کارو عشق میز را ما نخوابیدیم بیداریم ما ملت تشییع سرداریم ما اوکه قبرش هم کنار مردم است همچنان خدمتگذار مردم است آی مسئول عزیز و محترم خادم مَردم بِمان در این حَرم تا ابد باری گران بر دوش توست مردم ما جایشان آغوش توست صندلی اینجا فراوان ریخته پای اون خون شهیدان ریخته پس تو امید دل دشمن نباش تکهای از پازل دشمن نباش آه از آنکس که ناکس میشود دشمن از رفتار او حس میشود با همه این حرفها حُرّیم ما از شهیدان که نمیبُرّیم ما بیخبر از حال کشور نیستیم با خبر هستیم که میایستیم یک دل و یک رنگ و یک رنگیم ما از همان آغاز در جنگیم ما عَرصه بر اهل حقیقت تنگ نیست لحظهای دنیا بدون جنگ نیست چون زَنَد بر سینه سنگ صلح را کی جهان دیدهاست رنگ صلح را هرکجا آئینه هست و سنگ هست جنگ هست و جنگ هست و جنگ هست جنگ حتما موشک و خُمپاره نیست خانههای مردم آواره نیست کار او تغییر باورهای ماست جنگ آری پشت سنگرهای ماست اَلغَرض این جنگ جنگ ریشههاست عرصهاش امروز در اندیشههاست رزمگاه دیگری برپا شده است نوبت جنگ روایتها شده است جنگ ما بین امید و خستگی جنگ استقلال با وابستگی جنگ ویرانی و آبادیست این جنگ استبداد و آزادیست این جنگ استعمار با حَقّایی است بیتفاوت بودنم کوتاهی است نیست در عالم به غیر از این دو راه راه کاخ سبز، راه قتلگاه نیست اینجا یک دو قطبی بیشتر حق و باطل، کفر و ایمان، خیر و شر عَزم ما بر مَکرِ دشمن قالب است دشمن و دلسوزی ما جالب است رَدّی از دشمن که دیدی، مکث کن هرچه که او خواست تو برعکس کن خانهای را که به زحمت ساختیم بِگذَریم از آن یقیناً باختیم حفظ باید کرد این احساس را حفظ باید کرد این میراث را من شعارم مرگ بر ناکامی است رای من جمهوری اسلامی است جنگ یعنی جنگ تاریکی و نور صُلح باشد صُبح فردای ظهور
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد