
برده هوش از جانِ عالم، شوکت زینب بعد شامات شد زبانزد، غیرت زینب کربلا را کربلا کرد بعد عاشورا، همّت زینب نطق غرّا، شام و رسوا، دین و احیا کرده زینب خدهههای دشمنان را قطعاً افشا کرده زینب در حمایت از امامش، کار زهرا کرده زینب همچو علی در همینهی ابلیس چنان تازیانه زد زینب به خدا با یک تشرش سیلی به یزید ماهرانه زد یا زینب، یا زینب ... زینبی که جلوه کرده در لباس علی شد علی دیگری از انعکاس علی خطبه خواند و لرزه افتاد بر تن دشمن، از هراس علی روی منبر، کرده محشر، جنگ کافر رفته زینب در حقیقت با کلامش فتح خیبر رفته زیبنب دشمنانش خیره ماندند بس به حیدر رفته زینب با غضب دُخت بوتراب، از ترس یزید حیران شده بود تا اشاره کرد یَابنَ الطلقاء، دنیا به سرش ویران شده بود ******* فیض محض است خانِ لطف و رحمت زینب صد درود و مرحبا بر ساحت زینب یا لِثاراتَ الحسین است پرچم سرخ، دولت زینب خوب دوران، غرق ایمان، پای قرآن مانده زینب فتح شام و کوفه کرده، کِی هراسان مانده زینب؟ زن نه بلکه همچو شیری مرد میدان مانده زینب با نسب و با سلسلهی پیغمبریاش انقلاب کرد زینب به یقین با خطبهی خود کاخ اُمَوی را خراب کرد