نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

بتاب ای رُخت مهر و ماه منیر بده رخصت رزممان ای امیر که هستیم از زندگی هر دو سیر به روی سر ما تو قرآن بگیر دو 51235 به عشقت اسیر امیری حسینٌ و نعمالامیر ز مردانگی آبرو بردهاند دل کودکان تو آزردهاند زنان حرم غصهها خوردهاند نه، 51235 مگر مُردهاند فدای تو گردیم مانند شیر امیری حسینٌ و نعمالامیر به این پیکر خستهمان جان تویی عدو هست سیراب و عطشان تویی نگهدارِ ما بین میدان تویی خیام حرم را نگهبان تویی بُود ذکر تو، چون دعای مجیر امیری حسینُ و نعم الامیر ز آه و غم و غصه آکندهایم حسین جان دل از زندگی کندهایم علی اکبرت رفت شرمندهایم علی اصغرت تشنه ما زندهایم نه یک جرعه آب و نه یک قطره شیر امیری حسینُ و نعم الامیر مخور غصه بعد از علی اکبرت چو پروانه هستیم دور و برت دو تا پیشمرگ تو و خواهرت بگردان تو ما را به دورِ سرت سپر پیش دشنه، سپر پیش تیر امیری حسینُ و نعم الامیر چو حیدر عدو را عقب راندهایم تنِ دشمنت سخت لرزاندهایم و تا پای جان، پای تو ماندهایم رجز با فنونِ علی خواندهایم که دارد عدو کینهها از غدیر امیری حسینُ و نعم الامیر برای تو باید که خون داد خون دگر موقع رزم ما شد کنون خجالت نکش غم اگر شد فزون که مادر نیاید زِ خیمه برون اگر چه زِ غصه شود زود پیر امیری حسینُ و نعم الامیر مخور غصه بد میشود حالِ ما دعایِ تو مولاست دنبال ما به سنگ جفا بشکند بال ما خداوند عالِم به احوال ما سمیعٌ بصیرٌ علیمٌ خبیر امیری حسینُ و نعم الامیر تو آرامشِ سینههایی حسین تو هستی که خون خدایی حسین فدای تو این دو فدایی حسین نبینیم داغِ تو دایی حسین لب تشنهات خشک، مثل کویر امیری حسینُ و نعم الامیر فدای سرت، جسمِ ما پرپرت سرت دور میگردد از پیکرت صدا میزند بارها مادرت تو را کنج گودال، بالا سرت کفن میشود پیکرت با حصیر امیری حسینُ و نعم الامیر نباشیم بعد از شما بهتر است کنار تو بر نیزهها بهتر است به راه تو زخم از شفا بهتر است ز شام بلا، کربلا بهتر است امان از نگاه عدو در مسیر امیری حسینُ و نعم الامیر ***
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد