نفس صبح، شرار است، شرار است، شرار
حاج محمدرضا طاهریپسندیدن0
بازدید200+
نفس صبح، شرار است، شرار است، شرار آسمان كوه غبار است، غبار است غبار كوه ها سوخته چون سینه ی خورشید، همه دودشان مانده بـه آیینه ی خورشید، همه قدسیان سوخته بال و پرشان چون دلشان عرشیان خیمه ی انـدوه شده محفلشان عـرش اعلا بـه روی خاك زمین افتاده یا كه جان دو جهان از سر زین افتاده هـدف تیـر بـلا سوره ی رحمـان ای وای سـم اسـب و ورق پاره ی قــرآن ای وای بــاغ آمــال سكینـه همـه پـرپر گشته اسـب بی صـاحب بابا بـه حـرم برگشته