نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

نفس صبح، شرار است، شرار است، شرار آسمان كوه غبار است، غبار است غبار كوه ها سوخته چون سینه ی خورشید، همه دودشان مانده بـه آیینه ی خورشید، همه قدسیان سوخته بال و پرشان چون دلشان عرشیان خیمه ی انـدوه شده محفلشان عـرش اعلا بـه روی خاك زمین افتاده یا كه جان دو جهان از سر زین افتاده هـدف تیـر بـلا سوره ی رحمـان ای وای سـم اسـب و ورق پاره ی قــرآن ای وای بــاغ آمــال سكینـه همـه پـرپر گشته اسـب بی صـاحب بابا بـه حـرم برگشته
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد