
ای نورِ مستدام، یا احمد السلام ای رحمتِ تو عام، یا احمد السلام تبِ عطش دارم، به آب محتاجم به عنبر و عود و گلاب محتاجم به ساقی و جام و شراب محتاجم فقط به این صاحب کتاب محتاجم به اَبُوالزوجهیِ آقاجانم ابوتراب محتاجم در محفلِ عاشقان به جایِ کلمات ریزد زِ لبانِ شاعران، نقل و نبات ای دست، دهانِ خویش را خوشبو کن بر خاتمِ انبیاء محمّد صلوات ***** ای هرچه بخت و کام، یا احمد السلام بیتو مرا حرام، یا احمد السلام ای نورِ مستدام، یا احمد السلام ای رحمتِ تو عام، یا احمد السلام رحمتِ تو امشب به بار بنشیند بگو به جبرائیل کنار بنشیند که دیده شاهی کُنجِ غار بنشیند؟ شیرِ شکاری با شکار بنشیند تو باغبانی و کنارِ تو به بار، انار بنشیند امشب همهیِ اهالیِ شهر و دهات از دست به دامنت شوند اهلِ نجات شادیِ دلِ حضرتِ زهرا بفرست بر خاتمِ انبیاء محمّد صلوات