
اول ماه رجب شد جلوه گر ماهی تمام کامد از هفت آسمان و مهر گردونش سلام اختر چار آسمانو آسمان هفت مهر یوسف دو فاطمه نور دل خیرالانام عالم هستی که چون لب بر تکلّم وا کند از دمش جوشد کلیم و از لبش خیزد کلام شهریار ملک امکان کز تمام کائنات ذکر او خیزد هماره فیض او جوشد مدام بیولای او همه رفتار عالم نادرست بیوجود او همه طاعات خلقت ناتمام این عجب نبود که مولانا علی بن الحسین گیرد از او همچو پیغمبر ز زهرا احترام علم پای کرسی تدریس او دارد جلوس معرفت در پیش پای جابرش کرده قیام مهر فزندان او مانند جان در سینهها نطق شاگردان او چون تیر برّان در نیام رهروان فرش را مهر تو در دل روز و شب ساکنان عرش را مدح تو بر لب صبح و شام سائل کوی تو تا صبح قیامت مرد و زن تابع حکم تو تا پایان هستی خاص و عام میفروشد ناز مومن بر گلستان بهشت آیدش بویی گر از خاک بقیعت بر مشام نِی اگر ای کعبهی دل در همه دوران سال گر طواف آرد به دور کعبهات بیت الحرام شخص پیغمبر تو را از سوی حق گوید درود جابر از ختم رسل بر حضرتت آرد سلام