نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

این چشمهای خیس و تهی دست شاهدند بی تو به جلوه زار تماشا نمیرسیم تا بی کرانــه های حضور خدائیات پر میکشیم روز و شب اما نمیرسیم باشد اگر تمام جهان زیر پایمان حتی به خاک پای تو آقا نمیرسیم این حرفها نشانۀ تقصیر فَهمِ ماست حیران شدن میان صفات تو سَهمِ ماست دنیا تو را چگونه بفهمد چه باوری از مرز عقلهای زمینی فراتری ای بیکرانه چه نا متنهاییست وصف تو آئینه صفات الهیست وصف تو مبهوت جلوه های جـلالت کمیتها کی میرسد به درک کمال تو بیتها ای باشکوه از تو سرودن سعادت است این شعرها بهانهی عرض ارادت است عمری کلیم طور تَمنّا شدیم و بعد دلتنگ چشمهای مسیحا شدیم و بعد مثل نسيم در به در کوچهها شديم تا با شمیم احمدیاَت آشنا شدیم ای مظهر فضائل پیغمبر خدا شايستهی سلام و تحيّات احمدی احيا کنندهی کلمات محمدی نور علی و فاطمه در تار و پود توست شور حسین و حِلم حسن در وجود توست چشم مدینه محو سلوک دما دمت بوی بهشت میوزد از خاک مقدمت قرآن همیشه آینهی تو انیس توست تفسیر بیکران معانی حدیث توست قلبش هزار چشمهی نور و معارف است هر کس به آيهای ز مقام تو عارف است روشن ترین اَدِلّهی علمی است سیرهات وقتی که حُجّتاند به عالم عشیرهات هر کس که تا حضور تو راهی نمیشود عِلمش به جز زیان و تباهی نمیشود هر قطره که به محضر دریا نمیرسد سر چشمهی علوم الهی نمیشود بی بهره است از تو و اَنفاس قُدسیات اندیشه ای که نا متناهی نمی شود جابر شدن زُراره شدن با نگاه توست آقای من اگر تو نخواهی نمیشود یک شب به آسمان قنوتت مرا ببر تا بیکرانهی مَلکوتت مرا ببر
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد