تویی کعبه و ما همه در مصاف به گِرد تو هستیم گرم طواف به سوی تو باید سرازیر شد که باید فقط پای تو پیر شد طواف تو بر مرد و زن واجب است به وصف تو پرداختن واجب است تو هستی یَدُ اللهِ در آستین عزیز دل سیّدُ الساجدین بنازد به تو هم حسن، هم حسین شود مسندت زانوی زینبین ندارد همانند تو مادرت دلیری شبیه عمو اکبرت کنار تو کِی عمّه جان خسته بود؟ رقیّه به تو سخت دلبسته بود گرهها به دستان تو وا شده به الطاف تو کور بینا شده حلاوت به بار عنب دادهای به خشکیده نخلی رطب دادهای تجلّی فاروق اعظم تویی شکافندهی علم عالم تویی به دست تو دین خدا پا گرفت فقاهت به لطف تو معنا گرفت چه علم حدیث و چه علم کلام فقط از تو داریم و بس، وَالسَّلام بنازم به آیین حق محورت که شد کرسی درس تو سنگرت جهان را هدایتگری کردهای تو اسلام را رهبری کردهای جهاد تو تبیین دین بوده است نجات همه مسلمین بوده است به غیر از تو که پاسخ نغز داد؟ به هر پرسش جابرِ بنِ زیاد فقط ذکر حق از لسانت شنید اسیر دمت جابرِ بنِ یزید به فضل فُضَیل و بُرَیداَت قسم مگر من به کُنه شما میرسم ابو حمزهات هم دعایم کند مرا عاقبت با خدایم کند رسیدم مرا هم کُمِیتَم کنی مرا خادم اهل بیتم کنی به آیین اجداد خود زیستم من از فرقهی زیدیه نیستم تو پنجم امام مبین منی همه اعتقاد و یقین منی بزرگان دین وامدار تواَند همه نقطهای بر مدار تواَند احادیث تو بهترین رهنماست بدهکار تو سیّد مرتضیست رضای خدا جز رضای تو نیست پیام تو سرمشق سیّد رضیست کسی تشنهی پایبوسی شود به پابوسیات شیخ طوسی شود به هر مجلسی، مجلسی مست توست بِحار کرم در کف دست توست دل رهرواَت را جلا دادهای به شیخ بهایی بها دادهای به یاری تو فتح شد بابها تویی مرشد راه نوّابها تراز اصول کُلِینی تویی مراد و امامِ خمینی تویی مرام تو خلق مجاهد کند مرا دشمن هر معاند کند بنازم به یاران ایرانیات بنازم به قاسم سلیمانیات هر آنکس مرید تو مولا شود یقیناً که سردار دلها شود مرید تو را بیم تحریم نیست ولایتمدار اهل تسلیم نیست هر آنکس که قرآن توّرُق کند کجا با شیاطین توافق کند موالی فقط دل به تو دادهاند همه شیعیان تو آزادهاند به آوازهی صف شکنها قسم به ایثار سیّد حسنها قسم به اعجاز آیات قرآن قسم به اهداف پیر جماران قسم به هر رزم جامه، مُلَبَّس شویم نگهبان بیتُ المقدّس شویم شگفتا که شاگرد امروز تو علمدار همواره پیروز تو ولی امر جمعیتی عاشق است اگر وعدهای هم دهد صادق است توسل به تو ذکر سیّد علیست مبانی تو فکر سیّد علیست به دستی توانا و قلبی سلیم ورودی دروازهی اورشَلیم به اذن خدا روی در حک کند حدیث تو را روی در حک کند یقیناً فلسطین مهیّا شود مهیّای دیدار آقا شود یقیناً که آنجا به منبر رود به انگیزهی فتح خیبر رود به لحنی شگفتانه طوفان کند در آن شهر تفسیر قرآن کند بگوید که ما شیعهی حیدریم همه پیروان أبا جعفریم بگوید مکرّر که حق با علیست تجلّیِ نام خدا یا علیست