نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

ای به سینهات پنهان گنجهای قرآنی علم را شکافنده با کلام نورانی مظهر جمال حق در لباس انسانی صد چو بوعلی پیشت کودک دبستانی هم سپهر را محور هم وجود را بانی کُنیّهات اَباجعفر خود محمد ثانی آسمان دانش را آفتاب تابنده مشعل حقایق را مَنطِقَت فروزنده خَصم را پذیرفته با لب پر از خنده دوست خرّم و خندان دشمن از تو شرمنده خلق را خداوندی ای خدای را بنده نیست بندهای چون تو با جمال ربّانی ای هزار کوه طور غرق در یَم نورت صد چو موسی عمران نقش وادی طورت قدسیان به قصد قرب میبرند نامت را عرشیان به شوق و شور سَر کِشند جامت را خُسروان غلامانند سیّدی غلامت را وصف کرده در قرآن کبریا مقامت را جابر از سوی احمد آوَرَد سلامت را چشم او شده روشن از عنایتت آنی ای غریب شهر خویش، مثل جد مظلومت شد ز کودکی دائم خون به قلب مغمومت از حقوق خود کردند ظالمانه محرومت روی زین زهر آلود خصم کرد مسمومت سوختند از داغت اهل بیت معصومت روزشان ز غم گردید هم چو شام ظلمانی
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد