نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

دوباره بارون رحمت، رو کویر دل میباره یه آقایی اومده که، بوی پیغمبر و داره گذر ملائکه باز، رو خاک مدینه افتاد میرسن با گل و هدیه، خونهی امام سجاد مدینه چه گلبارونه، لب آسمون خندونه برای امام باقر، فرشته غزل میخونه باز مدینه چراغونه خونهی زین العابدین کهکشونه این تیکه ماهِ دردونه دِلا رو دنبال خودش میکشونه (امام باقر، مدد یا مولا یا مولا...) **** جابر اینقدر زنده موند تا، بزنه گلی جوونه سلام پیمبر و به این محمد برسونه صاحب علم خدایی، به دو عالم نور عینه میمیرم براش آخه اون، نوهی امام حسینه جمالش مثل خورشیده، رو پای بابا خوابیده براش از بهشت آوردن، لباسی رو که پوشیده تو بغل علمداره ذکر عموجون علی اکبر و داره عجب سعادتی داره که عمه زینب براش اسفند میاره (امام باقر، مدد یا مولا...) **** تیغ ابروش ذوالفقاره توی علم همتا نداره روی گونش عمه زینب داره گلبوسه میکاره عکس اون توی چشای قمرِ امُ البنینه خالیِ جای علی که این نتیجهاشو ببینه شیرینه شبیه قنده، مثل خورشیده تابنده یه باغ گلی وا میشه، همینکه لباش میخنده ما با دعاش سرفرازیم به عشق اون تو سینه هامون مینازیم یه روز میاد تو مدینه با هم دیگه صحن و سراشو میسازیم (علی علی علی علی...)
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد