نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

میلرزه صدام، میسوزه تنم چقد آخه هی زیر دست و پا زدنم نبودی بابا، توو تاریکیا صدا زدم انگار، نمیدیدنم کجایی بابا که درد میکنه تموم تنم بابا، چی بگم از کبوترای خونی آتیش معجر و سرای خونی چی بگم از شب و خرابه خودت که میدونی قلبم به تو وابستهاس جونم به جونت بستهاس پاهام دیگه بی جونو چشام خستهاس بابا اگه شد، موهامو نبین تو روخدا تاولای پاهامو نبین منم اگه شد، گلوی تو رو نمیبینم و گریههامو نبین بابا اگه شد بی حرمتیای شامو نبین غم تو قامت منو که خم کرد نگاه شامیا اذیتم کرد بگو که از سر رقیه کی سایهتُ کم کرد هربار سرتو دیدم از دور تو رو بوسیدم تو چی زیر لب گفتی، نفهمیدم بابا اگه شد، اجازه بده بگم به همه من هم بابایی دارم ندیدی آخه، نگاهشونو بزار ببینن آشنایی دارم بزار بدونن خدایی دارم خدایی دارم میدونی چی به زخم من نمک زد میدونی چی سر سه سالهت اومد جلوی چشم تو یه شامی منو کتک میزد آه از تن آوارهت از دختر بیچارهت آه از سر خاکی و لب پارهت نغمه پرداز و شاعر بند1: اکبر شیخی شاعر بند 2 و 3: امیررضا یزدانی ***
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد