نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

آقا سلام ماه محرم شروع شد باز این چه شورش است و چه ماتم شروع شد **** دوباره ماه محرم رسید و من نرسیدم به خیمهی تو نه حتی به خویشتن نرسیدم گذشت سالی و در کاروانی از یوسف زهرا به چشم روشنی از بوی پیرهنی نرسیدم به مقتل تو رسیدند و سوختند شهیدان مرا چه شد که به لبیک سوختن نرسیدم دم غروب سراسیمه گشتم آه دوباره به آن سری که جدا گشته از بدن نرسیدم به تن لباس ریا کردم و یک سر سوزن به بوریای تو ای شاه بی کفن نرسیدم دوباره بر سر نی سیبهای سرخ رسیده است دوباره ماه محرم رسید و من نرسیدم **** تو کوفه نیستی ببینی که مسلمت چه بی کسه داد میزنم نیا ولی صدام بهت نمیرسه فقط یک دلیل داره گریهی من یکی کاشکی مسلم رو یاری کنه حسین داره با خانواده میاد مسلمونی نیست که یه کاری کنه میخواستم رو پاهات بیفته سرم ولی هر کسی قسمتی داره میدونی دارم تشنه جون میدم اینم حتما حکمتی داره نیا کوفه زادهی حیدر... برا تو گریه میکنم نامه نوشتم که بیا تنها میشی عین علی وفا ندارن کوفیا پر از سنگه دامن کوفیا تا با دست پرتر بیان گودال به اسباشونم نعل تازه زدن تا جسم تو بهتر بشه پا مال برای یه مشت پول خرد سیاه برا کشتنت کیسه میدوزن تو غوغای غارت همه دخترات توی شعلهی کینه میسوزن نیا کوفه زادهی حیدر...
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد