آرام کن اهل حرم را با قدمهایت با آیهی چشمان خود پیغمبری کن باز لب باز کن حرفی بزن با من علی اکبر با لحن شیرینت برایم دلبری کن باز (یا ولدی یا ولدی علی علی) خیلی ندیدم صورتت را خوب در خیمه وقتی خود آماده میکردی علی جان رو میگرفتی از من امّا خوب میدانم دل کندن من از خودت دیدی علی جان (یا ولدی یا ولدی علی علی) میخواستم یک بوسه امّا هرچه میگشتم در پیکرت بابا دریغ از گوشهای سالم دیدم توانی نیست در پای من و زینب گفتم بیایید ای جوانان بنیهاشم ******* جوانان بنیهاشم بیایید علی را بر در خیمه رسانید خدا داند که من طاقت ندارم علی را بر در خیمه رسانم