نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

یادم نمیرود همهی عزتم تویی من پای سفرهی تو شدم محترم حسین لطفی که کردهای تو به من مادرم نکرد ای مهربان تر از پدر و مادرم حسین الهی بالحسین العفو العفو... ***** چه ماهِ پر فضیلتی اسم منم اومده تو مهمونای دعوتی چه سفرهی زیارتی دور و بَرِ گناه نمیرم دیگه یه مدتی شبیه به مُحرمه فرصت گریه کردنِ بذای تو فراهمه مثلا دَمِ غروب تشنه میشم و گریونِ حنجرهی خشک تو و دشنه میشم و خیره به سفرهای که پهنه میشم و روضهخونِ بدنِ زخمی و برهنه میشم و آخ آبت ندادن، هی میگفتی جیگرم میسوزه جوابت ندادن، رحمت نکردن با دست پر همه از گودال دارن برمیگردن تو...... روزه، آب میگفتی و نیزه میزد قلبم میسوزه ، خولی نشسته سرو از شمر بگیره ببره بارش رو بسته، بارش رو بسته **** تو تشنه بودی، اسب دشمن آب میخورد از این همه مظلومیت حیرانم آقا چوب از عُبیدالله خوردی من بمیرم قربانِ دندانِ شما دندانم آقا الهی بالحسین العفو العفو...
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد