نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

یابن الشبیب گریه کن از غربت حسین در کربلا شکسته شده حُرمت حسین شد زخم از مصیبت او پِلک چشم ما خنده رَوَد ز لب چو شود صحبت حسین بر تن نداشت جدّ غریبم توان و تاب یابن الشبیب ذکر لبش بود آب آب یابن الشبیب جد غریبم کفن نداشت یوسف به قعر چاه ولی پیرهن نداشت از بس که زخم بر روی زخم دگر زدند یک جای سالمی به تمام بدن نداشت ******** دلم آغوش گرم تو رو میخواد خرابه سرده و دارم میلرزم هوا سرده ولی عیبی نداره من از تاریکیا خیلی میترسم از اونی که سر تو رو رو نیزه بست بدم میاد از اون که دندون تو رو با سنگ شکست بدم میاد یه شب جا موندم و اومد سراغم همون مردی که با من خیلی بد بود الهی که دلش آتیش بگیره که دل سوزوندنو خیلی بلد بود همش میگفت عموت کجاست حال تو رو نگاه کنه بگو از علَقمه بیاد دست بستت رو وا کن بابا بابا، بابا حسین... آن شب که من از ناقه افتادم و غش کردم بابا تو کجا بودی، از ما تو جدا بودی آن شب که تو از ناقه افتادی و غش کردی من بر سر نی بودم، کی از تو جدا بودم
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد