نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

جان فدای عزای محترمش چه شکوهیست در بساط غمش قَبرُهُ مَن قُلوُبُ مَن والا آمدی روضه، آمدی حَرمش هر چه از دوست میرسد نیکوست پس چه فرقی است در زیاد و کمش دل اگر مَحرَم حسین نشد بیتعارف ز سینه میکَنمَش ای دَمش گرم زنده کَرده مرا بعد هر روضه چای تازه دمش دستهها این همه عَلَم دارند کوری چشم منکر عَلَمش بُرده ما را به زیر دِین حسین با همین لطفهای پشت همش ساربان هم به آرزوش رسید همه ماتند، مات این کَرَمَش اربعین از نجف به کرب و بلا پر فیض است در قدم قدمش ای به قربان خادم عَرب و ای به قربان زائر عَجمش بهر حاجت همیشه زینب را به ابوالفضل میدهم قسمش عَلَم افتاد با علمدارش ماند تنها حسین و قد خمش همونی که ازم پدرم رو گرفت با یه عده حرومی دور حرم رو گرفت تو نبودی به زور معجرم رو گرفت اومدم فرار کنم موی سرم رو گرفت مونده روی زمین پیکر تو رها السلام علی من دفن اهل قرا خواهرت اگه نیست رفته شام بلا ریگ و رمل بیابون برات گرفتن عزا
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد