نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

عمریام سیّد و سروَر خواندی چه شد اینبار برادر خواندی؟ "مادرت فاطمه آمد به برم یاریام کرد و صدا زد پسرم" بود امیدم مرا یاری کنی سالها بهرم علمداری کنی ای دریغا شد امیدم ناامید بیبرادر گشتم و پشتم خمید
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد